خرید بک لینک

ده روزی هست که با دلتنگی می گذره

و عقل سخت قلدری می کنه برای دل ،اجازه نزدیکی و ارتباط رو نمیده

پناه بر خدا برای تمام دلتنگی ها

مام میگیم چشم . صبوری کنیم اما تا کی؟

گاهی همین دوری ها و دلتنگی هاست که عیار دوست داشتن رو دو چندان می کنه وقتی که میبینی عامل کم رنگ شدن نشده ..

دیگه امشب حقیقتا خواب رو ازم گرفته

ان شالله هر چی خیر بشه

یکم به دور شیم از بحث شاید بهتر باشه . کتاب اضطراب منزلت رو که می خونم خوشم اومد از دیدگاه نویسنده . از بدوی ترین جای ممکن شروع کرده . اصن از کجا شروع شد که تو اجتماع ، اضطراب دچارمون شد ؟دقیقا از نقطه شروعش ، قرن های پیش ، سبک زندگی ساده و توقعات ‌پایین گفته تا زمانی که جامعه رشد کرد و امکانات بیشتری در اختیار مردم قرار گرفت اما در کنارش چیزی که شکل گرفت و همراه با رشد جامعه ، گسترش پیدا کرد اضطراب بود ، اضطراب منزلت !

از اینکه از تحول نظام فرهنگی جامعه تو اروپا مثل امریکا و انگلیس هم نوشته بود جالب بود برام . تا اینجایی که خوندم ، نظام شایسته سالاری ، سوسیالیسم . برای همه اقشار جامعه نه فقط موقعیت ها و شغل موروثی برای اشخاص خاص باشه . تو کشور ما شاید تااازه به ظاهر اونم به این نظام رسیده باشه اما خوب ، خوب می دونیم هنوزم شاید گاهی استخدامی ها فقط یه اسم باشه به نام آزمون و در نتیجه بعضی عوامل هنوز تاثیر داره. البته که میگم گاهی نه همه جا .

این بحث رو هم بخوام ادامه بدم پای خیلی مسائل باز میشه به بحث پس بگذریم ...

یعنی امشب هم خواب می مونم سحر یا بیدار میشم؟ :)

برچسب: نویسنده: النا رحیمی تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 9:25

صفحه بندی